سفارش تبلیغ
صبا
هرکه از سخن چین پیروی کند، دوست را ازدست می دهد . [امام علی علیه السلام]

انالحق گفت قلبم ...

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 91/4/31 11:9 صبح

اناالحق گفت قلبم شاد و پر شور

ولی از حلق فرعون و نه منصور

امید و ترس من در دست موسی ست

که دستی اژدها دستِ دگر نور

دلم فرعون و موسی هر دو دارد

که غرق نیل یا در وادی طور

ندانست و شکست آیینه را سنگ

که دل بشکسته بهتر هست ماجور

ثواب از این گناهم هست امید

که بشکسته ست آن این قلب مغرور

صدای طبل می آید ندانم

که من را جنگ در پیش است یا سور

دلم ترسان ولی امیدوار است

نگهدارش خدایا از شر و شور 




کلمات کلیدی :

بساز خانه دل را ...

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 91/3/28 12:32 عصر

بساز حانه دل را که نقد بفروشیم

که دوست می خرد از ما هر آنقَدَر کوشیم

هزار گنجِ نهان در وجودمان، اما

چه سود چشمه ی خشکیم و شمع خاموشیم

عجیب زهر بنوشیم با خیال شراب

عجیب تر که از این باده مست و مدهوشیم

به لطف وعده ی دیدار و انتظار وصال

اگرچه چشمه خشکیم باز می جوشیم

برای زینت خود در زمان دیدن یار

شبیه شمع لباسی ز اشک می پوشیم

شبیه شمع زبانِ بیانمان نور است

شبیه اشک پر از گفت و گوی خاموشیم

عجیب رحمت دریای او به این ماهی ست

که غافلیم ولی این چنین در آغوشیم




کلمات کلیدی :

بدون عشق ...

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 91/3/6 5:4 عصر

بدون عشق ایمانی نباشد

غم و هجران و جانانی نباشد

بدون عشق ای دل با خبر باش

کسی در شان انسانی نباشد




کلمات کلیدی :

دل شکسته ما را دوا مکن دیگر...

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 91/2/23 10:39 صبح

دل شکسته ما را دوا مکن دیگر

به قلب بی سر و پا اعتنا مکن دیگر

طلای مهر خودت را به رایگان مفروش

در این معامله چون و چرا مکن دیگر

کریم بوده و هستی ولی فقط این بار

زِ دستهای گدایت حیا مکن دیگر

...

تو سرو هستی ومن پیچکی فتاده به پات

بگیر دست مرا و رها مکن دیگر

کیشیده آتش هجرت زبانه تا جانم

به سوز وساز مرا مبتلا مکن دیگر




کلمات کلیدی :

باز بهاری دگر از ره رسید...

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 90/12/20 2:12 عصر

باز بهار ی دگر از ره رسید

لیل و نهاری دگر از ره رسید

خواب زمستانی ما را شکست

چشم خماری دگر از ره رسید

عاشق و معشوق گرفتار هم

یکدفه یار ی دگر از ره رسید

سیب به سرخی خودش غره شد

تا که اناری دگر از ره رسید

باز بهار است و زمان وصال

مرگ نگاری دگر از ره رسید




کلمات کلیدی :

توشه بردار چو گل از دل خاک ...

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 90/11/17 11:52 صبح

توشه بردار چو گل از دل خاک

 تا رسد بوی خوشت تا افلاک

قطره ای شو پیٍ دریا را گیر

گرنه خواهی بروی راه هلاک

...

شمع لب غنچه کند رندانه

سوخت پروانه ز یک بوسه چه باک 




کلمات کلیدی :

چند بیت نذر علی اصغر

ارسال‌کننده : محمدنبی احمدی در : 90/9/27 11:49 صبح

ازآب می گرفت که موسی شود به نام

در سینه می فشرد مسیحای تشنه کام

وقتش رسیده بود پدر چاره نداشت

پرپر زدن به است ز یک مرگ بی کلام

وقتش رسیده بود که این بار ابرهیم

از تیغ بگذراند و این بار والسلام

.

.

.

پرپر بزن بروی دو دست پدر علی

بهتر که می روی و نبینی چه شد امام




کلمات کلیدی :